خط داستانی
این یک درام درباره زندگی مردی در دنیای کسبوکار است که فقط هر روز را بدون رویا یا انتظار برای فردا میگذراند. داستان مردی که همه چیز از جمله والدین، همسرش و دوستانش او را رها کردند. او با کارگر دستی زندگی میکند و به میزانی مینوشد که دیگر یادش هم نمیآید. روزی، کارگر کرهای-چینی که با او کار میکرد اشتباهی میکند و انگشت بزرگ پا را مجروح میکند و او کارش را از دست میدهد. محلههای تجاری تهاجمی کرهای-چینیها را بهطور خشن و با فحاشی به حشرات تشبیه میکنند. اتفاقات و پیچ و تابهای مختلفی در کار پدید میآید.