خط داستانی
زمانی که لالو به دلیل مرگ ناگهانی پدرش از مسیر خود منحرف میشود، او با اقدامهای ناگهانی خود، این فقدان را سرکوب میکند که زندگیاش را مختل میکند. در حالی که او و بهترین دوستش کارلا، هر دو در اوایل بیست سالگی، همجنسگرا و سیاهپوست در آلمان هستند، سعی میکنند شکل دهند که میخواهند چه کسی شوند، اما مجبورند با محدودیتهای انعطافپذیری خود دست و پنجه نرم کنند.