خط داستانی
پس از نوشیدنی با ابسنت، دو تن بیحال جیکوب و دیوید جعبه پیتزا پیدا میکنند که در آن رسالهای برای دین تازهای نوشتهاند. دنبالکنندگان اینترنتی به کلیسای آنها میپیوندند و به زودی حساب PayPalشان پر میشود. به دلیل علاقه شدیدشان به بازیهای ویدئویی، ایوا را استخدام میکنند تا مشاورهٔ دامنهدار روحانی ارائه دهد. برای اینکه در برابر مقامات مالیه معتبر به نظر برسند و کیف داوری واقعی داشته باشند، باید کلیسای واقعی ساخته شود. تصادفی ایوا با یک نجار برخورد میکند. به نظر میرسد فرد خوبی باشد. نامش عجایس است.