خط داستانی
وقتی مایاها پایان روزگار را پیشبینی کردند، تقریباً دو هزار سال پیش، برایشان اهمیت چندانی نداشت چون هنوز زمان زیادی داشتند تا از آن لذت ببرند. اما زمانها تغییر کردهاند و با فرا رسیدن روز آخر، هشتم دسامبر 2012، کاتیا به این پیشگویی میپیوندد و زندگی خود را طوری میگذراند که انگار هیچ فردایی وجود ندارد. کاراکتر قصد دارد از پایان دنیا استفاده کند تا هر آنچه را که در زندگی میخواست انجام دهد، از جمله انتقامها، خیالپردازیهای جنسی و عاشقانه، به دست آورد. در تلاش برای انجام تمام کارهای فهرستش، ناچار است Ernani را ملاقات کند و با هم زندگی خود را به گونهای زندگی کنند که گویی روزی دیگر وجود ندارد.