خط داستانی
یوشیتارو کاتا یاما کارآگاهی را پس از پیروی از وصیت پدر بزرگش که بهعنوان کارآگاه بزرگی شناخته میشد، آغاز میکند. او از صحنههای قتل فرار میکند زیرا از خون میگذرد و از ارتفاع میترسد؛ همچنین ترسهایی از زنان و ارواح دارد. او به شک داشتن از مردم علاقه ندارد و به گفتههای دیگران بیشتر اعتماد میکند. گاهی با گربه خزدار کَلیکویی که درک میکند از طریق سرنخهای عجیب به پروندهها میپیوندد و به حل معماها کمک میکند.