خط داستانی
شهر هارلم در هلند جایزهای به ارزش دویست هزار گیلن تعیین میکند تا کسی گل کاشتن یک زرد تاج را به شکل سیاه به دست آورد. تنها پیران شهر به یاد ماندهاند از بحران تاجها، مردم به رقابت میپردازند. جوان بورژوا کُرْنیلیس ون باِرل به موفقیت نزدیک است اما ناگهان به زندان لووستیئن انداخته میشود و در آنجا با دختر زیبای نگهبان زندان به نام روزا آشنا میشود که پشتیبان و یاری او میشود و در نهایت ناجی او میشود.