خط داستانی
دختری جوان به نام دوروتی به همراه پدربزرگانش در مزرعهٔ کوچک زندگی میکند. روزی که دوروتی تنها خانه است، توفان باز میشود و خانه به زمین پهناور و جادویی کوهبری میخورد و جادوگری شرور را میکُشد و به شهر زمرد و قهرمانی بزرگ میرسد که میتواند به او کمک کند خانهاش را پیدا کند. در مسیر ماجرا دوستان شگفتانگیزی پیدا میکند و چیزهای عجیب و دیدنی بسیاری میبیند.