خط داستانی
کارل از زندگی خسته است و روزی تصمیم می گیرد همه چیز را پایان دهد اما اتفاقات مطابق انتظار پیش نمی رود. در سفری به شهر برای جمع آوری ابزار تازه، او پسری جوان به نام ایساک را می بیند که از مادرش جدا شده است. اکنون نوبت کارل است تا ایساک را به مادرش بازگرداند و این محرک تعقیبی پر از هیجان در شهر برگن را آغاز می کند.