خط داستانی
دو غریب که ناخواسته به سواحل غربی اسکاتلند کشیده میشوند، در اوبان با یکدیگر دیدار میکنند و رابطهای آغاز میشود. کانی قصد دارد به آمریکا برگردد، جایی که روزگاری خانهی او بود، و دیوید حرفهای مهم در پیگیری دارد. آیا پیوندی که شکل گرفته آنقدر قوی است که آنها را کنار هم نگه دارد؟ یا این که مانند کشتیهایی هستند که در شب از هم عبور میکنند؟