خط داستانی
ایرَنگ گیسانگی مشهور است که با تکان دادن دست یا دامنش میتواند هر مردی را در جهان بیندازد و با تکنیکهایی برای خواباندن او، مردان را به دست خود میخورد کرده است. روزی مردی غیرقابل نفوذ که نمیخواهد با هیچکس دوست شود به دهکدهٔ او اعزام میشود. حاکم و ایرَنگ به طور مخفی شرط میبندند که آیا او را به طاقِ افتادن برای او میسازد یا نه.