خط داستانی
فیلم «شکار» تجسم توانایی انسان برای انتخاب طمع یا آگاهی آگاهانه از این سیاره شکننده و همه ساکنان آن است. کار دو کارگر بیچارۀ دولتی، جمعآوری بقایای حیوانات unfortunate است که با ماشینآلات انسان برخورد کردهاند. «اد»، کارمند قدیمی، میداند چگونه از حیوانات مرده جمعآوری شده از جاده درآمدزایی کند و همکارانش را به عنوان یک قرضخور حرفهای استثمار کند. «لارس»، تازهکار، سرشار از دلسوزی برای حیوانات و همنوعانش است. این دو هر روز فضای محدود کابین یک کامیون دولتی را به اشتراک میگذارند؛ این نزدیکی اجباری به درگیریهایی میانجامد که به اوج رویارویی دو شخصیت کاملاً متضاد ختم میشود. در نتیجۀ عجیب و غریب فیلم، نتیجهای نسبتاً پوچگرایانه میبینیم که اگر روش خود را اصلاح نکنیم، نتیجۀ زیبایی در کار نخواهد بود.