خط داستانی
راغاو نویسندهای است که همراه نامزدش تانیش به کلبهاش در لوینالا میرود تا فیلمنامهاش را بنویسد. به دلایلی تانیش باید برای چند ساعتی به بمبئی برگردد. در این فاصله، دو دختر بسیار جذاب به نامهای پینی و سینکی به کلبه راغاو میرسند و از شدت باران تقاضای کمک میکنند. آنچه انتظار راغاو را میکشد شبی پر از شهوت است، اما این دو زن او را به طرز دیوانهواری و روانی آزار میدهند.