خط داستانی
هیل بورو محله ای در ژوهانسبورگ است که با ساختمان هایش با صدای مداوم خیابان ها همراه است این محله پرجمعیت زندگی کم ارزش پسر Tebogo و کارابو را پر سرگرمی می کند حدودا پانزده ساله هستند به مدرسه علاقه چندانی ندارند با مادران خود در حال پرورش آنها تنها و تا حدی به خودشان واگذار می شوند آنها تابستان را در کنار گروه های بزرگتر خود سپری می کنند تا بی حوصلگی شان را به هر طریق که می توانند برطرف کنند وقتی با گروه های بزرگتر خود مخلوط نیستند در پارکینگ های زیرزمینی به رقص می پردازند یا در هیولای شهری گم می شوند آنها به نظر می رسد از پشت بام ساختمان به شهر نگاه می کنند تا پناهگاهی بیابند