خط داستانی
روز به روز آقای جوناس و آقای اشمیت از در به در خانهها میروند و ظرف میفروشند پس از کار هر دو راه خود را میروند جوناس شبها در انزوا سپری میکند و در اتاق هتل ارزانش تفکر میکند پیش از رفتن به میخانه برای نوشیدن چند لیوان ویسکی اما اشمیت خود را به یک خواننده دگرباش ترانس فراموش نشدنی بدل میکند و به شبزندهداری میپردازد