خط داستانی
ادیبانی است نسبت به دو شهر فرسوده که با تصاویری که در هنگام گشت و گذار با دوربین گرفته شده تشکیل شده است. من در خیابان های شهر پرسه می زنم تا توسط چشم اندازهای ناشناخته تسخیر شوم. در برابر من آرامشی در مناظر فراموش شده می یابم، صداهای عجیب در یک رادیوی کم مصرف، آبی دریاچه ای دلگیر را می بیینم. بعدها فیلم را به شیوه ای دلخواه به کار میبرم و کوشیدهام آن را به زور با واژگان خود به هم بچسبانم و از روزمرگی چیزهای عجیبی بیرون بکشانم.