خط داستانی
سردرگمی توسط پدربزرگ سالخوردهای که از عقل رفته و پدری غفلتکار، مینا، دختربچهی impulsive دوازدهساله افغان که فروشندهی خیابانی است، آیندهاش را در حال از دست رفتن میبیند وقتی واداشته میشود education خود را کنار بگذارد و برای تأمین خانوادهٔ تکهتکه شدهاش در خیابانهای کابل به گشتزنی بپردازد. در هفت روز آینده، جستوجوی مینا برای رهایی پدرش از چنگ دلال محلی مواد مخدر و تلاش او برای رفتن مخفیانه به مدرسه، نبض مبارزهی جاری نسل جوان افغانها را که در تلاش برای رها شدن از افکار سانسور طالبان هستند، روشن میکند و سایههای ظلمی را که از دوران طالبان بر کسانی که شاهد آن بودند، میگذراند، تکرار میکند.