سنگ آسمانی
Meteorite
تِفا و نیاء در شهری کوچک کنار رود مگدالینا زندگی میکنند و پسرخوانده کوچک نیاء را بزرگ میکنند. نیاء تفا را قانع میکند که همراه او در قاچاق گوشیهای همراه به زندان منطقهای شرکت کند. سفرشان آنها را از طریق پارک تفریحی با شکوهی كه در باغ موروثی یک خلافکار مواد مخدر ساخته شده عبور میدهد. در حین گشت و گذار بین سرسرههای آبی، مسیرهای سبز و دایناسورهای بتنی، یادآوریهای نگرانکننده در گرمای تابستان نجوا میکند. در منظرهای که خشونت زیر هر سطحی حضور دارد، تفا به دیدار ناگزیر کشیده میشود.