خط داستانی
سالی پس از بازی که هرگز قرار نبود پایان یابد، کارت ها دوباره پخش می شوند. شبی آرام از سودو کوییو بین غریبه ها با مردی که پیش از این بازی را دیده… و زنده مانده است، به آرامی با نام هایی آشنا و نقش هایی که متعلق به آن ها نیستند، تکرار می شود. مالکیت به شرکت تبدیل می شود. گناه به بازی تبدیل می شود و گذشته از خاک بیرون نمی رود. خطوط میان بازیکن و پادو محو می شوند و تنها حقیقتی آشکار می شود: برخی بازی ها پایان نمی یابد. آن ها منتظر می مانند.