خط داستانی
سالها، جولیس آریل و رابرت ماتاندا در میان گروههای جنگجویی که در حومه شمال کنیا ترس و وحشت ایجاد میکنند، زندگی میکنند. بنابراین وقتی هر دو جنگجو ناگهان از جنگل ناپدید میشوند، بسیاری فرض میکنند که آنها مردهاند یا دستگیر شدهاند. اما در واقع، آنها تفنگهای خود را با کفشهای ورزشی عوض میکنند تا به امید موفقیت بزرگ به عنوان دوندگان حرفهای ماراتن، تلاش کنند. سالها فرار از پلیس آنها را برای دویدن در مسافتهای ماراتن آماده کرده است، اما آیا آنها توانایی غلبه بر فساد، بیاعتمادی و حسادت که تهدیدی برای حرفهشان است را دارند؟