خط داستانی
وقتی نوجوان فراری یعنی ژوجو به قبیله ای از جوانان بیگانه در کیلکبیچو پی بَرَد، برای نخستین بار احساس تعلق می کند — تا اینکه خیانت و ناامیدی پناهگاه او را به زندان تبدیل می کند و تنها راه باز پس گرفتن کنترل را می پذیرد.
وقتی نوجوان فراری یعنی ژوجو به قبیله ای از جوانان بیگانه در کیلکبیچو پی بَرَد، برای نخستین بار احساس تعلق می کند — تا اینکه خیانت و ناامیدی پناهگاه او را به زندان تبدیل می کند و تنها راه باز پس گرفتن کنترل را می پذیرد.