خط داستانی
بیست و شش سال پس از افتتاح رستوران نمادین اورنه و الا در تل آویو، که به نهادی آشپزی تبدیل شده است، اورنا عمّون و البا شرک تصمیم میگیرند تا کار مشترکشان را به پایان برسانند. در هفته آخر رستوران، کارگردان تومر هایمان که شش سال در آنجا کار کرده و برای او بیشتر از یک محل کار بود، دینامیکهای شدید آخرین روزها را ثبت میکند. خداحافظی با مشتریان، دستور پختها و کارکنان جرقههایی از گفتگوهای صمیمی و یکبار مصرف میزند. این فیلم رابطه پیچیده این دو زن پیشگام را از طریق طیفی از احساسات قوی نشان میدهد: عشق، وابستگی، تمایلات متضاد و ترسها. همچنین سوالاتی درباره تحقق خویش، هزینه آزادی و یادآوری دورهای که هرگز بازنخواهد گشت را مطرح میکند.