آرتچبالد معجزهگر، یک دِماغی که به انتهای دوران حرفهای خود نزدیک میشود، یک اجرای آخر با عروسک خود چاکلهد انجام میدهد. پس از اجرا، به طور تراژیک خودکشی میکند اما انرژی منفی او در درون چاکلهد مینشیند و عروسک را به نیرویی قاتل تبدیل میکند. از یک گردهمایی کلاسی تا کارکنان هتل و رهگذران ناگوار، چاکلهد به تهاجم خونی میپردازد و شب به یادماندنی را میسازد