خط داستانی
افسانههای مرتبط با گنجینههای گمشده طلای اینکا، که تصور میشود در عمق یکی از چاههای آنچه که به نام لانه عقاب بالای شهر کوزکو، پرو شناخته میشود، قرار دارد، ارائه میشود. این داستانها از سال ۱۵۳۱ با ورود کاوشگر فرانسیسکو پیزارو آغاز میشود، تحت هدایت پادشاه چارلز پنجم اسپانیا، پیزارو که به دنبال طلای مرتبط با ال دورادو افسانهای است. پیزارو امپراتور اینکاها، آتاهوالپا را به اسارت میگیرد تا محل طلای گمشده را کشف کند. آتاهوالپا در عوض، وعده میدهد که غاری پر از طلا برای آزادیاش فراهم کند. پیزارو، بدون اعتماد به آتاهوالپا، او را میکشد و هرگز محل طلا را پیدا نمیکند، که تصور میشود به اندازه بیست هزار کشتی پر از طلا باشد، که در دلارهای امروزی، ارزش آن به میلیاردها میرسد. افسانه اکنون میگوید که اینکاها بر روی طلا نفرینی گذاشتهاند تا انتقام قتل آتاهوالپا را بگیرند و چندین تلاش خارجیها برای یافتن آن به تراژدی منجر شده است. تصادف یا نفرین؟