خط داستانی
هیچکس باور نمیکرد جِرِمی در کنار پیشخوان یک فروشگاه ویدئویی گیرکرده باشد، یا بونا که در فرودگاهها تمیزکاری میکند، روزی به عاملان نامآشنای NBA تبدیل شوند. با وجود نداشتن پول، ارتباطات یا انگلیسیِ خشک و ناقص، چه کسی پیشبینی میکرد این دو روزی به نامهای بزرگ تبدیل شوند؟ آنچه در تجربه کم دارند، با جسارت جبران میکنند، در حالی که وفادار به تنها مَثَلِ راهشان میمانند: معاملات با دستِ انسان. با کشف استعداد خام و با تکیه بر ضربآهنگ خودشان صعود میکنند، تا وقتی موفق شوند «تظاهر میکنند» تا «واقعی میشوند»؛ در پی رؤیای آمریکا و امضاهای چند-میلیونی.