خط داستانی
رُسوکه راهبی است که ناپدید شده است. معشوقه اش نونوکا، سنگو ئی قاتل را به یک مرکز دینی می برد تا به دنبال رُسوکه بگردد.在那里 جادوگری به نام آچار می دیدند. در همین حال رُسوکه در سفینه ای به سوی سیاره نامشخص کلمان است. آنجا با مرد کهنه سنده رو به رو می شود و سپس... نبردی آغاز می شود.