خط داستانی
در مکزیکو سیتی بهار است و قاتل سریالی در شهر می دود مردی که به عشق می اندیشد در خیابان ها راه می رود و با فروشنده ای عجیب گل روبه رو می شود که او را به خرید دسته گلی برای دوست دخترش ترغیب می کند پس از خرید با زنی روبه رو می شود که به نظر می رسد همان محبوب او باشد