خط داستانی
موورتی سرویسی است که با مادرش راماتا زندگی می کند و اغلب با جنایتکار گواندانان درگیر می شود. موورتی و اما عاشق یکدیگر می شوند. روزی پدرش خطر قلبی پیدا می کند و وقتی موورتی و اما او را به بیمارستان می رسانند راه ها توسط حزبی محلی بسته است. پدر وی در نهایت می میرد، موورتی عصبانی با رهبر حزب سیاسی در میدان درگیری می کند. بعدها گواندانان به حزبش می پیوندد و در انتخابات نامزد می شود. در این بین موورتی و اما ازدواج می کنند. حزبی فاسد به نام سیگامانی دستور قتل گواندانان را می دهد و مقصر را موورتی می داند. آنچه بعداً اتفاق می افتد محور داستان است