خط داستانی
استفانو کارگردانی است مامور ساخت فیلمی درباره شاعر روسانا برتویا. آنها متوجه علاقهای غیرمعمول به سنگها در هر دو میشوند. استفانو احساس میکند باید دقیقاً از این همدلی غریبی که آنها را به هم پیوند میدهد آغاز کند. نتیجه، portraitی از شاعری است که هرگز دیده نمیشود که در مورد سنگها صحبت میکند. زیرا روسانا باور دارد که شعر حتی بدون واژه نیز وجود دارد.