خط داستانی
فَکاهِشِ بچهنوازِ بداخِلاق، آلیس، فکر میکند زندگیِ او به پایینترین حد رسیده است — تا این که با تصادف ناخواسته همسایهاش توماس را با ماشین میکشد و روحِ او او را متقاعد میکند جسدش را پنهان کند. با گندیدن جسد و بدگمانی همسایهها، آنها به دنبال یک نقشه برای فرار از زندان برای آلیس و دور نگه داشتن روحِ توماس از همسر پرخاشگرش هستند.