خط داستانی
کارگردان تبلیغاتی تلویزیونی فرهاد به دنبال روستای آفتابگردانی بین ایران و ترکیه می رود تا برای تبلیغ آفتابگردان فیلمی بسازد. در آنجا با موراد نگهبان مدرسه از ترکیه با داستانی غم انگیز روبه رو می شود. او سعی می کند موراد را در تبلیغ نقش دهد اما موراد تنها در صورتی با او همراه می شود که یکی از اعضای گروه با او فیلمبرداری کند. دلیل او این است که عی است که با عشق از دست رفته اش به نام بهار، که سالها پیش درگذشت، شباهت دارد. در پایان باغ آفتابگردان ناپدید می شود و فیلمبرداری لغو می گردد.