خط داستانی
اریوکو باوارث یک بازرگان را به ازدواج درآورد و زندگی خوشبختانه ای داشت. روزی، هرچند شنبه بود، شوهرش یوکاریچی به کار رفت. او به کتاب عکسی که برادر شوهرش کِنساسو منتشر کرده بود کنجکاو شد که شوهرش رها کرده بود. ارئیکو به طور مخفی از تهدیدهای کِنساسو نگران بود...