خط داستانی
گاردن مردی ترسیده و تنهاست که بیش از همه چیز به توجه و حضور وندی علاقه دارد و به همین خاطر به خانهٔ شستوشویی که او کار میکند رفت و آمد میکند تا به او نزدیک باشد. از سوی دیگر وندی علاقهای به گاردن ندارد. پس از اینکه گاردن مشاورهٔ بدی میگیرد مبنی بر این که تنها راه تحریک یک زن مانند وندی این است که او را بترساند، طرحی فوق العاده برای یک قرار میچیند: سفری نیمهشب به جنگل جایی که موجودات آدمخوار به نام سرهای ملون گفته میشود، زندگی میکنند. گاردن مطمئن است اگر او وندی را در ترسناکترین قرار عمرش ببرد، بالاخره توجه و قلب او را به دست خواهد آورد.