خط داستانی
بازی باد درباره عشق، مرگ و یک جستجوی روحانی برای میهن است. یک جوان در جستجوی پدرش است و با مردی مواجه میشود که داستانی را برای او روایت میکند. سپس جوان یک خواب بینایی دارد که آن را در نامهای به دوست قدیمیاش، یک شاعر سالخورده در اتریش، مینویسد. در حین خواندن نامه، شاعر الهام میگیرد تا کار ناتمامش را ادامه دهد و فرآیند خلاقانهاش آغاز میشود.