خط داستانی
هر سال، در سالگرد مرگ والدینشان، سینتیا، برایس و مایلز در خانه تابستانی خانواده جمع میشوند تا یادآوری کنند و در رستوران مورد علاقه والدینشان صبحانه بخورند. اما خواهر و برادرها هرگز به طور کامل با هم کنار نیامدهاند و اوضاع بدتر میشود، زیرا سینتیا امسال در وضعیت مالی بدی قرار دارد. وقتی او پیشنهاد میدهد که خانه تابستانی را بفروشد، برایس با تمام قوا مخالفت میکند. آن دو به مایلز برای رأی نهایی روی میآورند، اما مایلز چندان به خانه اهمیت نمیدهد: او به این واقعیت که دوستدخترش، گابی، اخیراً او را ترک کرده، مشغول است. بنابراین، آخر هفته با درهمریختگی روابط خواهر و برادرها به خوابهای تبدار دراماتیک، تضادهای هویتی، پیوندهای شکسته و عشقهای سرکوبشده تبدیل میشود.