خط داستانی
لان و دخترش تو زندگی در پهنه پایین رودخانه سرخ هستند و کار روزمرهشان خرید عمده از بازار لونگ بیان است تا در بازار محلی دوباره بفروشند. مادر تهو با یک راننده عاشق میشود اما رابطه بیشکستی دارد و به همین جهت کسب و کارش ضرر میبیند. تهو سعی میکند برای جانشینی محبت مادر را جبران کند و به همکلاسی نزدیکی محبت میورزد تا مانند پسری برای او باشد. همانند تهو، دانگ نیز بیمادر است. با شخصیت قوی و مسئولیتپذیری و محبت، تهو با قاطعیت دانگ را راضی میکند تا او را به عنوان مادری با دل بهترین قلب ببیند.