خط داستانی
گرانادا، اسپانیا، ۱۹۲۲. مانوئل دِ فایا، آهنگساز که هر شب در رؤیاهایش آوازهای اجدادی را که پرستارش برایش میخوانده میبیند، نگران است که هنر فلامنکو از بین برود، بنابراین با کمک دوستش میگل سِرون روبیو و شاعر فدریکو گارسیا لورکا، مسابقهای برای احیا و ترویج آن ترتیب میدهد.