خط داستانی
جیسون و سم به دیدن خواهر سم در مزرعه دورافتادهاش سفر میکنند. در حالی که منتظر ظهور آنها هستند، جیسون توسط یک موجود عجیب در برکه نیش زده میشود. این نیش آغازگر یک تغییر در جیسون است و حالا این زوج باید در برابر زمان برای کشف آنچه برای خواهر سم و خانوادهاش اتفاق افتاده و آنچه در انتظارشان است، مسابقه دهند. تمام این عناصر به ترس نهایی که در فیلم مطرح میشود، یعنی ترس از دست دادن یک عزیز و بدتر از آن، تبدیل شدن به یک هیولا در چشمهای آنها، مربوط میشود.