خط داستانی
چهار ممنوعه مجموعه ای از چهار داستان کوتاه است و قصه قاب دار درباره نویسنده ای در مضیقه است که تنها یک روز وقت دارد تا با بن بست نویسندگی کنار بیاید و رمانش را به پایان برساند. دوستی او کلبی ای منزوی را به او معرفی می کند که در کلبه ای تنها با تنها یک لامپ مطالعه و لپ تاپ روبه روست و خرچنگی شیاطینی از خارج با هدف قتل، تا سر پظوران مغز او را می برد و پونگ هایش را به لوبوتومی مغز می زند. این خرچنگ سپس چهار داستان را مستقیماً به مغز او injected می کند تا به نحوی به او در به پایان رساندن رمانش کمک کند.