خط داستانی
یونا قلت: در اشغال آلمان در سال ۱۹۴۳، میتکا یتیم دوازده ساله در میخانهای به زندگی روزمره میپردازد و با نام مستعار به نواختن موسیقی برای مهمانان عمدتاً آلمانی میپردازد. او در کنار نتهایش با ویولون منویس است و پیانونوازی به نام یِگور همراهی میکند. فراتر از موسیقی، او سعی میکند دوستی و راهنمایی برای پسربچه باشد، ولی میتکا دشوار میبیند که این دوستی تازه از سوی اطرافیان درک میشود. هیچیک از افراد درگیر با این قضیه نمیدانند که میتکا عضوی از جنبش پارتیزانی یهودی است.