خط داستانی
ایلی زنی شاد، اهل لذت و نسبتاً پررو است، اما در عین حال پر از تردید و کمی شکسته است. ایلی و دختر خردسالش، جune، بعدازظهر را در ساحل با دوستانش که تقریباً مانند خانواده هستند میگذرانند. ایلی برخلاف میلش، یک مادر مجرد شده است. او که در رابطه با پدر دخترش به شدت شکست خورده و مجبور به ترک خانهشان شده، در وضعیت اقتصادی بدی به سر میبرد. این داستانی رنگارنگ و تابستانی است که تلاش یک زن جوان را برای حفظ شادی و عزت نفسش در حالی که همه چیز در اطرافش در حال فروپاشی است، به تصویر میکشد.