خط داستانی
«کی موقع برمیگردی؟» داستان مادربزرگ (دونا کانچیتا) را نقل میکند که از نوهاش (تومس) نگهداری میکند در حالی که پسرش (خوزه) برای دستیابی به رویای آمریکایی به ایالات متحده رفته است. اما خوزه عضوی از گروه مهاجرانی است که گم شدند و هرگز صدایی از آنها شنیده نشد. به همین دلیل دونا کانچیتا سعی میکند حقیقت را از تومس پنهان نگه دارد که هنوز امید دیدن پدرش را دارد. این داستانی پر از یادها و احساسات است که ما را به یکی از دورافتادهترین و زیباترین نقاط ناشناخته مکزیک میبرد.