خط داستانی
جان در میان بیابان آرامشبخش نروژ در حال رانندگی است که ناچار لاستیکش پنچ میکند. در تلاش برای تعویض لاستیک متوجه میشود وسیله نقلیهاش به لاستیک ذخیره مجهز نیست. اما به سمت گودالی کنار جاده نگاه میکند و دستهای از لاستیکهای یدکی را میبیند. مرد مهربانتر جهان توقف میکند تا کمک بدهد. مشکل این است که جان واقعاً دوست ندارد کمک بگیرد و میداند یک سانحه تنها با itself تنها اتفاق نمیافتد…