خط داستانی
ساثیYامورتی با نام مستعار ساتیا پسری است که در کومباکونام از معلم مدرسه است. ویمال جوانی شاد و خوش بین است که می خواهد بازرگانی انجام دهد. برای رسیدن به ماموریتش از همه جا پول قرض میگیرد و در آن بدهی غوطه ور می شود. پدرش به او می گوید زندگی را درست پیش ببرد، در حالی که سلوی، دانش آموزی، وارد زندگی او می شود. ساتیا با سلوی آشنا می شود و زندگی او دستخوش تغییر می شود. در این میان سلوی گرفتار مشکل می شود و baton به ساتیا منتقل می شود تا همه چیز خوب پیش رود. چگونه ساتیا به او در غلبه بر مشکلات کمک می کند و آیا عشق بین آن ها شکوفا می شود یا خیر؟