خط داستانی
کریسمس تنها دو هفته فاصله دارد و باران شدید می بارد و بن برای ورود به حال و هوای کریسمس دست و پنجه نرم می کند ناگهان زندگی بن به با کمی تغییر رو به بهبود می رود زمانی که سانتا نیکلاس گودفلو و کاروان کریسمس او در وسط طوفان به زمین در محله مه آلود فرود می آیند سانتا از دست فرمانروای سنگدل گوبلینچ و ارتش جعبه شنی ها فراری است و جهان کریسمس روشن و آرام را به مکانی تاریک و خصمانه تبدیل کرده است که با پول و ثروت اداره می شود گوبلینچ همچنین کار برای همه سانتاها را ممنوع کرده و فرشتگان کریسمس را در سلول های زندان کوچک محبوس کرده است تا دیگر آرزوهای کودکان را نشون نشوند گوبلینچ همچنین می خواهد سانتامای واقعی آخرین سانتا را مجبور به کار برای شرکت کریسمس تجاری خود کند و او را به کار در بخش سفارشات قصر کریسمس مجبور میکند.