خط داستانی
آتیلای به استرالیا آمد تا زندگی بهتری داشته باشد. برادرش قرار بود با او بیاید، اما اوضاع طبق نقشه پیش نرفت. اکنون مجبور است برای مافیای مجاری کار کند، اما نقشهای دارد تا از این زندگی فرار کند. در طول مأموریتش، به طور اتفاقی با نیکول روبهرو میشود. همه چیز زمانی بدتر میشود که متوجه میشود برادر او یک مأمور است. تعقیب آغاز میشود.