خط داستانی
در یک ون که با بهترین دوستان و تجهیزات پر شده، آرون و بریجیت با سرعت به سوی سفر کمپینگ سالانه گروه میروند. بریجیت که سعی میکند درباره نامزدی اخیر آرون خوشحال به نظر برسد، دفتر عروسی او را ورق میزند، پر از عکسها و طراحیهای الهامبخش. در انتهای وسیله، او چیزی را پیدا میکند که آرون قصد نداشته آنجا بگذارد. روی یک تکه کاغذ کوچک تا شده، نامهای همه دوستان با رتبهبندی نوشته شدهاند. با دیدن رتبهبندی خود شوکه میشود و بریجیت مجبور میشود تا ماشین را کنار بگذارد و گروه باقیمانده نیز به او و اهلش رو میآورند. خورشید در حال غروب است و این داستان شش وجهه راهرو به یک درهمریختگی از اتهامات و اعترافات تبدیل میشود.