فرد دیلی به ایرلند باز میگردد بدون جای زندگی جز خودرویش. سپس کتال، جوان بیدوایِ بهداره، در کنار او پارک میکند و دنیاِ تنها و خاموشِ او را روشنتر میکند. با تشویقِ کتال، فرد با معلم موسیقی بااستعداد به نام ژول آشنا میشود. هرچه این سه بیهمقیاس به هم نزدیکتر میشوند، سرنوشتشان مسیر تازهای میگشاید که زندگیشان را برای همیشه دگرگون میکند.