خط داستانی
فلوسیا، کوهنورد سابق کاراته، و شوهرش رافائل در بحران زناشویی هستند زیرا او شغلی پیدا نمی کند. به توصیه مادرش، فلوسیا به شوهرش ضرب الاجلی می دهد تا وضعیت کاری اش را حل کند. بحران بین آن ها رافائل را وادار می کند به محله خود بازگردد و با دوستان قدیمی روبه رو شود که به او بازگشت به زندگی سابقش به عنوان فروشنده مواد مخدر را پیشنهاد می کنند که تنها به ایجاد یک مارپیچ از فریب و خشونت منجر می شود.