خط داستانی
بیاگریو و سالواتوره روزی با تصادف در قبرستان غیر کاتولیک رم با هم روبهرو میشوند تا گور گرگیوری کورسو را زیارت کنند. آنان به بحث دربارهٔ شعر، زمانهای مدرن که واژه را باطل کرده است، نوستالژی «زندگی بهصورت وزن» میپردازند و از خود میپرسند آیا آنچه در سال هزار و نهصد و هفتاد و نه در Castelporziano رخ داد، دوباره تکرار خواهد شد یا نه وقتی نویسندگانی از سراسر جهان جمع شده بودند در یک ووداستاک شعرِ بزرگ. همراه با دو شاعر در اتوبوسها و خطوط مترو، چشماندازهایی از پیادهرویها و سفرهای با ماشین، همگی توصیفی غیرمعمول از رم و سفری است که طَیِ غم گذشته و ناباطنیِ حال را دنبال میکند، نوعی داستان شاعرانه.