خط داستانی
پس از از دست دادن بخشی از حافظهاش، مارِت، ۴۴ ساله، به دنبال کشف اینکه چه کسی بوده است، میرود. او درباره مسیرهای زندگی مختلفی که دنبال کرده، میآموزد، در هیچکدام از آنها چیزی واقعاً به دست نیامده است. او فردی به شدت ناراضی است که در یک شتاب بیپایان به سر میبرد. یک پزشک در جزیره لانزاروت پیشنهاد میدهد که این بیقراری را از طریق جراحی مغز به پایان برساند. وعدهای از آرامش و رضایت. آیا مارِت با جراحی که بخشی از وجودش را از او میگیرد، پیش خواهد رفت یا نه؟